سلام
امشب هم خدمت رسیدیم. کیبهکیه؟؟ نه به این دوستامون که سالی سکندری یه پست میدن بیرون نه به من که انگار پستام تیغ دارن! هی میخوام ردشون کنم برن رد کارشون! :)
تو ماشین که میشینم رادیو گوش میکنم. اهل ترنم موسیقی و نوار و سیدی نیستم. فعلا! چراشم نمیدونم لابد یهچی خورده تو ملاجم جابجا شده از جاش! نتیجتا از رادیو فیض میبریم فیض بردنی!! :))
یه تیکههای قشنگی بعضی از این نویسندهها تنظیم میکنن که ناچارم بزنم کنار یه گوشه یادداشت کنم. خوشم میاد از کلمات قصاری که روش فکر شده باشه.
یکیش این: شب شما سفید، به سفیدی شبهای سبز بهار!!
کاملا جمله بیمعنییه اما یه احساسی توش موج میزنه که آدم خوشش میاد. مجری وقتی داشت خداحافظی میکرد اینو گفت.
امروز صبح خانومه داشت میگفت:
لبخند، خلاصه همه خوبیهاست. از همدیگه دریغش نکنیم.
یه لحظه با خودم فکر کردم جدا عجب دنیاییه این لبخند. هزارتا معنی از توش در میاد.
دقت کردی آدم نمیتونه با لبخند دروغ بگه؟ منظورم اینه که لبخند آدم جلوجلو حرف میزنه. تو یه لحظه یه صفحه کامل برا طرف داستان تعریف میکنه.
فقط وقتی طرفو با تمام وجود دوسش داشته باشی لبخندت بهش قشنگه. لبخند زورکی بیشتر شکل یه شکلک زشته.
اینو من تجربه کردم. شما هم تو صورت افراد اطرافتون نگاه کنید حتما میبینید. وقتی آدم از خوشی یا محبت میخنده، بیاختیار عضلات خاصی از تو صورتش منقبض میشن که هیچوقت آدم نمیتونه به طور ارادی اون شکلو درست کنه! واقعا عجیبه! جلالخالق!!
تو صورت یه مادر وقتی داره از بچهش مراد میبینه نگاه کنین! بعد تو صورت همون زن وقتی داره از مهمونای زورکی آقاشون پذیرایی میکنه هم نگاه کنین!! ببینین گوشه چشما تو حالت اول تقریبا میاد پایین. گوشه لبها فرم خاص خودشو داره. چشما تقریبا تنگ شده. دیگه فرم کلاسیک لبخند محبتآمیز رو نمیخواد براتون تشریح کنم همه دیدین!!
اما در حالت دوم!! این خانومه کاترینهپبورن هم که باشه ته دلش که از ریخت یکی خوشش نیاد نمیتونه عین همون لبخندو تحویل این بده!! من هم میتونم از هم تشخیصشون بدم :))
نتیجتا بهتون توصیه میکنم از ریخت هم خوشتون بیاد لطفا!! برا همدیگه ادای محبت رو در نیارین لطفا!!! صوبتی هست در بیارین یه فصل همدیگه رو بزنین حالتون جا بیاد، قضیه که حل شد بعد همو بی غل و غش دوس داشته باشین. لطفا :)) اونوقت میتونین به روی هم راحت لبخند بزنین.
من از خودم بگم. صورت من یه جوریه که هرکی منو نشناسه فکر میکنه من شاکیم کلا!! نمیدونم چرا شاید یه چینی وسط ابروهام ناخودآگاه درست میکنم. هروقت که جدیم یا تو فکرم ناخودآگاه صورتم اخمالو میشه.
چند وقت پیشا تو عکسام داشتم نگاه میکردم دیدم اه!!! من چرا تو اینهمه عکس اخم کردم؟ بعد افتادم تو خودم که ببینم آیا من به همه دائم دارم اخم میکنم یانه! نتیجه همین بود. من به طور طبیعی با اینکه همه، یا تقریبا همهرو دوست دارم یا اقلا بهشون احترام میذارم بلا استثنا به همه اخم میکنم!!!
تعجبم از اینه که چطوریه که بعضیا هم ازم خوششون میاد!!! فرض کن یکی باشه هر روز روزی شصت و شیش بار بهت اخم کنه اونوقت تو ازش خوشت بیاد! معادله سختیه!!
واقعا کشف نوظهوری کردم. من عادت کرده بودم که عضلات ابروها و گونهام رو اینجوری تو هم کنم!!
حالا نه به این خطرناکی! یه کم لطیفتر!! اقلا اینجوری نبودم:
یه چیزی به اون اولیه نزدیکتر!! من اسمشو اخم نمیذارم. چون اخم حالتیه که حکایت از بدخلقی یا نارضایتی داره! منکه اینجوری نبودم!
از اون روز به بعد رو خودم کار کردم. سعی کردم به زور هم که شده یه لبخند رو صورتم نقاشی کنم. و از اونجا که اطرافیانم رو دوست دارم این لبخنده هم شکل طبیعی خودشو میگیره!! اتوماتیک. اما برا اینکه لبخند بزنم به خودم فشار میاوردم! باور کنید! الان یه خورده راحتتر شده برام. همیشه باید به خودم یاداوری کنم که هوی! این مظلومی که جلوته گناهی نداره!!
این لبخنده خیلی جاها کار آدمو رواج هم میده!! اگه بری تو یه سوپر شلوغ! یارو رو از پشت دخلش هدف قرار بدی و بهش بتوپی بهتر کار میکنه یا با روی باز احوالشو بپرسی قبل از اینکه قیمت اجناسشو بخوای بدونی!! خودت باشی! دروغ میگم؟
اخم نکن دیگه!!!!! (خودمو میگم!)
آیا میدانید که : خانمها به طور متوسط دو برابر آقایان پلک میزنند.
اینایی که من میگم نه نصیحته نه موعظه است. بیشتر میگم که به خودم یادآوری بشه! حالا اگه یکی هم مث من بود و تا حالا به فکرش نیفتاده بود هم ممکنه به دردش بخوره!
قربان همگی.
تازهوارد بداخلاق!!
پ.ن. راستی هیشکی این دور و برا بدوناسمو ندیده؟ خبر و صدایی ازش نیست. نگرانیم. فکر کنم جزایر هاوایی پاتختی دختر شاه پریون دعوت شده دوستای قدیمیشو وللش!!!
پ.ن.۲- بالاخره قشلاقمو کردم فتوبلاگ! یه سری عکس جالب هم که برای همهتون میتونه جالب باشه توش گذاشتم! روش علمی و طبی نشستن پشت کامپیوتر!! نشتابید که دیر نمیشه! همونجا هست! هروقت برین رفتین!!!!



