مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 فروردین 1387

سلام .

شما وقتی کارهاتون ٫ کارایی که واجبه یا به نظرتون واجبه که سر یه وقتی انجام بشه از دستتون در بره و تعدادشون از حد کنترلتون خارج بشه چیکار می‌کنین؟

- بغض می‌کنین؟

- اعصابتون خورد می‌شه می‌زنین زیر همه‌چی و هیچکار نمی‌کنین؟

- سعی می‌کنین یه مقصر برا تلمبار شدن کاراتون بتراشین؟

- بیخودی با اطرافیانتون دعوا مرافعه راه می‌اندازین و کلکسیون پاچه جمع می‌کنین؟

- اونایی رو که الکی اینهمه وظایف رو به گردن شما انداختن محکوم می‌کنین؟

- حسرت اونایی رو می‌خورین که هیچکدوم از این کارا رو هیچوقت انجام ندادن؟

- خودتونو جزو تاپ تن بدبخت‌ترین آدمای دنیا می‌دونین؟

- به یاد روزای بچگی و بی‌مسئولیتی آه از بن جگر می‌کشین؟

- هول هولکی و دستپاچگی از هر کاری فقط یه ریزه‌شو غلط غلوط انجام می‌دین بعد از زور عجله همه‌شو نصفه و بدتر از روز اولش ول می‌کنین و می‌رین سراغ کار بعدی؟

- سعی می‌کنین به هر کلک و ترفندی شده اونای دیگه‌ رو راضی کنین که هر کی یه گوشه از کارای شما رو به عهده بگیره و خلاصه همسایه‌ها یاری کنین بشه؟

- مریض می‌شین؟

- شبا تا صبح به سقف نگا می‌کنین ٫ صبحا تا ظهر می‌خوابین ٫ بعد از ظهرا تا شب زنجه‌موره می‌کنین که کار دارم کار دارم؟

- از زور جوش و اعصاب خورد کارای تفریحی رو به شکل افراطی انجام می‌دین که ناراحتیتون یادتون بره نگو که دارین با وقت کشتن ناراحتیتونو هی بدترش می‌کنین؟

 

بیخود می‌کنین !

 

همینکارا رو می‌کنین که هیچوقت به هیچکاری نمی‌رسین دیگه !!

معلومه که هرکی یه حدی داره و یه آستانه تحملی ! بعضیا کمتر بعضیا یه نموره بیشتر! ولی بالاخره هر کی یه حدی داره و خیلی راحت یا یه خورده مشکلتر می‌شه انقدر کار سرشون ریخت که از اون حد بیشتر بشه !

اگه قرار بود همه بشینن مث شما وامصیبتا راه بندازن که دنیا چپ می‌شد !

حالا هرکی کلاه داره بیاد بالاغیرتی اینجا می‌خوایم قاضیش کنیم ببینیم کی از اول اشتباهی بوده !!

مسئله رو از اینجا شروع می‌کنیم که کاریست که شده . نیایم بگیم اگه اینجوری کرده بودی الان ال بود اگه اونکار کرده بودی الان فلان بود الان که نکردی بیسار شده بخور چشمت نرم دندت کور !!

ما آدما عادت داریم هرچی که بیشتر تحت فشار قرار می‌گیریم یه پیله دور خودمون می‌تنیم و می‌ریم توش سنگر می‌گیریم . دنیامون کوچیک می‌شه و کوچیکتر انقدر کوچیک که هر راه فراری رو به روی خودمون می‌بندیم و دستمون فقط به سر خودمون می‌رسه و هی دوبامبی می‌کوبیم توش !!! از اینجا حرکات کورکورانه شروع می‌شه و رفتار آدم بی منطق .

من به یه راه حل فکر کردم . به نظرم راه خوبیه . شمام لطفا فکر کنین .

مشکلات که رو سر هم تلمبار می‌شن به شکل یه کوه در میان . محکم و غیرقابل نفوذ و ترسناک . اما هر کدومشون به تنهایی یه مشکلن یا کوچیک یا متوسط یا حتی بزرگ اما یه دونه مشکلن . یا یه دونه مسئولیت یا هرچیزی که فکر آدمو مشغول می‌کنه .

بیایم این کارا رو به ترتیب انجام بدیم :

۱- تو یه اتاق خلوت و ساکتی نیم ساعت فکر کنیم .

۲- یه قلم کاغذ تو دستمون باشه و هرچی مشکل و کار نشده و وعده عمل‌نکرده و خلاصه همه چیزایی که فکرمونو آزار می‌ده به ذهنمون می‌رسه رو اون تیکه کاغذه بنویسیم .

۳- بعد دور همه اون مشکلا یه خط بکشیم . یه خط بسته . براشون شماره بذاریم . شماره گذاریی به ترتیب اولویت یا به ترتیب ضدحال بودنشون یا اعصاب‌خوردکن بودنشون. اینا !

۴- حالا اون لیستو به ترتیب شماره‌گذاری شده خوشگل و خوش‌خط (تاحدامکان) پاک‌نویس کنیم .

۵- الان می‌تونیم از بالا به اون کاغذا نگاه کنیم . الان دیگه می‌دونیم چی‌چی داره اذیتمون می‌کنه . الان دیگه دشمنو می‌شناسیم . می‌تونیم بهش فکر کنیم براش برنامه‌ریزی کنیم . شما می‌دونین چرا بچه‌ها حتی خیلی از ما آدم بزرگا از تاریکی می‌ترسن ؟ چون نمی‌دونن توش چیه ! آدم همیشه از اون چیزی که بهش احاطه نداره ٫ ازش خبر نداره می‌ترسه ! (اگه به کسی نگین من خودمم تو تاریکی یه وقتایی هول برم می‌داره ! خرس گنده !)

۶- حالا می‌تونین مشکلا رو از لحاظ برنامه مقابله دسته بندی کنین . مثلا بگین خوب این یکی که اگه تا فلانی پیشم نیاد و اینا رو بهم نده که نمی‌شه پس الان عجله‌ای براش نیست . هااااااای !! . باشه تا فلانی بیاد . این یکی رو باید فردا برم از دوستم مدارکشو بگیرم . این که اصلا خیلی راحته چرا تا حالا انجامش نداده بودم . اینو از داداش کمک می‌گیرم . اینو اصلا نمی‌تونم !! باید هرجور شده عذر بخوام .

۷- یاد بگیریم اگه کاری رو نمی‌تونیم بکنیم اقلا بتونیم بگیم نمی‌تونم !! نمی‌خوام فرهنگ از  زیر کار در رفتن رو ترویج کنم . اما اگه واقعا دیدیم یه کاری از عهده‌مون ساخته نیست نباید خودمونو بکشیم که ! یه عذرخواهی مؤدبانه و هرچه زودتر بهتر می‌تونه از خرابتر شدن و سه‌پیچتر شدن اوضاع جلوگیری کنه . جون خلاص !!! نه ؟

۸- الان کاراتون دسته‌بندی شده به چند دسته :

   ۸-۱- کارایی که به راحتی می‌شه جمعش کرد و جلوی دست‌وپا رو باز کرد .

   ۸-۲- کارایی که درحال حاضر نمی‌شه براش کاری کرد اما باید شرایطش جور بشه .

   ۸-۳- کارایی که یا اصلا نمی‌شه جمعش کرد یا حالاحالاها بیخ یالش .

۹- شما در این وضعیت حالتون خیلی خیلی بهتر از سه ربع ساعت پیش خواهد بود . بهتون قول شرف می‌دم ! می‌دونین چرا ؟ چون الان دیگه می‌دونین کجا وایسادین و جلوتون دقیقا کیه و چیه هرقدر هم که بزرگه ٫ بی‌نهایت نیست . یه سر و تهی داره !

۱۰- یه برنامه ضربتی برای جمع و جور کردن کارایی که با حداقل انرژی و حداکثر سرعت می‌شه رفع بشه تو یه تقویم می‌نویسیم . فردا برم پیش مسعود اینا این کار کنم . به حمیده زنگ بزنم ازش عذر بخوام . دهن این شهرامو ... نه این نه ! ... اگه لازمه از یه کسایی برای کمک خواهش بشه جلوی هر کار اسامی اونا نوشته بشه و از این جور حساب کتابا که هر کی بهتر می‌دونه در جزئیات چیکار می‌خواد بکنه .

۱۱- برای کارای شرطی  و شرایطی هم خوش‌خط یه لوحه بزرگ درست می‌کنیم و می‌زنیم یه جایی که مرتب ببینیم . مثلا به دیوار اتاق ٫ پشت در یا اسکجول توی موبایل . لازمه جایی باشه که مرتب دیده بشه که هروقت شرایطش جور شد دینگ جرقه بخوره و از گروه دو بیاد تو گروه یک .

۱۲- عشقی‌ترین قسمت مال گروه ۳ هستش . قرص بی‌خیالش . اگه باید از یکی عذر بخوایم ٫ بخوایم . اگه قراره یه‌جا بریم امضا بدیم که شکر خوردیم بریم بدیم . اگه قراره به یه دروغی اعتراف کنیم بریم بکنیم . بابا مرگ یه بار شیون یه بار !!! بعدش خلاص .

۱۳- الان دیگه باید یه قلم قرمز کلفت بگیرین با رنگ شاد ! رو هر کاری که شد یه خط پهن بکشین و با یه قلم نازک و ظریف یه عبارت شاد زیرش بنویسین مثل ای ول تموم شد یا خدایا متشکرم .

.

.

یکی بیاد منو نصیحت کنه !!!

                                      من تو کارام گیر کردم !!!!

                                                                        می‌گین تموم می‌شه؟

بله می‌شه

اعتماد به نفسو رفتین ؟ (مثل بلبل تو شربت آبلیمو  گیرم حالا !!!)

 

                                          قربان همگی

                                                              مرحمت عالی مرتفع