جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 10 فروردین 1387

سلام ٫

می‌بینم که بر و بچه‌ها دارن یکی یکی جمع می‌شن . خدا رو شکر . البته خیلیا هم هنوز مشغول کنگر خوردن و لنگر انداختن هستن ! یکیش همین همشیره ما . فکر کنم تا به قدر کافی کنگر نخوره زورش نمی‌رسه لنگر بکشه !!

راستیاتش الان حرف جالبی برا گفتن ندارم . همینجور الکی الکی اومدم اینجا ببینم همه‌چی روبه راهه کسی احوال ما رو پرسیده ؟ نپرسیده و اینا ٫ که یهو به خودم اومدم دیدم دارم یادداشت جدید می‌نویسم . الانم دیگه کار از کار گذشته و وسط  مطلب هستم . منم که به نوشتن بیفتم عین اینه که با تیوپ پریده باشم رو پیست اسکی !! شانس بیارم اون آخراش یکی جلومو بگیره !!

شما وقتی یکی باهاتون داره حرف می‌زنه چطوری باش همکاری می‌کنین ؟ جمله مکالمه یه فعل داره یه فاعل یه مفعول . درست ؟

فعل که معلومه انتقال یه سری اطلاعات از گوینده به شنونده .

فاعل این جمله گوینده‌ نامیده می‌شود که معمولا خانوما هستن !!  بعضا به نام متکلم وحده هم نامیده می‌شن !!

مفعول جمله هم طبیعتا کسیه که اون طرف جمله قرار گرفته و داره آوتپوت فاعل رو اینپوت می‌کنه .

سؤال من اینجاست ٫ اگه شما شنونده باشین ٫هیچوقت توی یکی از این دسته‌ها قرار گرفتین ؟ توی کدوماش اوستا ترین ؟ می‌دونین ٫ من شنونده‌ها رو به چند دسته تقسیم‌بندی کردم . شما ببینین دسته دیگه‌ای به ذهنتون می‌رسه یا نه و اینکه فکر کنین ببینین تو کدوم دسته بیشتر قرار می‌گیرین :

دسته اول :  گروه زیرابی روندگان !

یه دسته هستن که اصلا گوش نمی‌دن طرف چی می‌گه فقط برای اینکه طرف به کارش ادامه بده هر چند ثانیه یه بار یه نگاهی به گوینده می‌کنن و یه صدایی از خودشون در میارن مثلا میگن : واا ؟     یا :  آره دیگه !!    یا : عجب !    یا : نــــه !!   بسته به تن صدای گوینده و نحوه اکسن بندی صداش و تک و توک کلماتی که از توی دیالوگ طرف می‌شنون در حال تصمیم می‌گیرن که الان باید چه صدایی اخراج بشه که کمترین سوء ظن رو ایجاد کنه و طرف پتانسیل لازم رو کسب کنه برای ادامه سخنرانیش .

اصلا بعضی وقتا این بهترین کاره هم برای شنونده هم گوینده !!!! طرف به قدری داره مزخرف می‌گه که واقعا نمی‌شه نشست همه‌شو شنید و اینپوت کرد و واقعا هم نمی‌شه بهش گفت بابا داری چرت می‌گی ! نگو !! دراین مواقع برای اینکه گوینده احساس آرامش بیشتری بکنه فرمایشاتشون به طور ضمنی تأیید میشه و نتیجتا گوینده به شنونده فرصت می‌ده که چن تا نفس دیگه به راحتی بکشه !

این دسته معمولا سعی می‌کنن کمتر به صورت طرف نگاه کنن و بیشتر خودشون رو با وسائل روبروشون سرگرم می‌کنن مثلا کارد میوه خوری رو ورانداز می‌کنن یا عینکشونو پاک می‌کنن یا بیخ ناخنشونو به بدبختی اصلاح می‌کنن با دندون ! یا مواظب می‌شن بچه‌شون با کله نره تو شیشه یا الکی جیباشون و تو کیفشونو زیر و رو می‌کنن که مثلا یه چیز فرضی رو پیدا کنن . خلاصه از این کارای جنبی می‌کنن به جای اینکه زل بزنن تو دهن طرف !

امان از اون روزی که گوینده از اون تیپ آدمایی باشه که دائما جملاتشونو نصفه می‌گن و چن تا نقطه چین می‌ذارن و منتظر می‌شن شنونده بدبخت ٫ نقطه‌چینا رو با کلمات مناسب پر کنه !! عین تست کنکور ادبیات !!  این جور مواقع زیرابی رونده محترم باید خیلی حرفه‌ای باشه که بتونه به زندگی زیرابیش ادامه بده . بابا جاخالیه که باید با استفاده از جملات سابق پر بشه نمی‌شه که روی چن تا نقطه بگی هویج یا اسکاچ‌برایت ! طرف پا می‌شه با لنگه کفش مختو می‌تکونه تو دیزی ! البته بگم خدمتتون که اینم راه داره !! از من بپرسین ! یه جوابایی هست که کاملا جواب می‌ده . مثلا با حالت مشتاقی خود سؤالو تکرار کنی ! معنیش اینه که بابا این که معلومه دیگه ٫ بقیه‌شو بگو !! البته بلافاصله بعد از اینکه طرف ادامه داد باید یه صدای تأیید کننده پشت بند اخراج کنی وگرنه پلتیک چند بار جواب نمی‌ده ! روشهای دیگه‌ای هم هست که اگه بخوام بنویسم مثنوی نه من شیر می‌شه !!!

این گروه مثل شنوندگان رادیو یه موج هستن !! کانالشم نمی‌تونن عوض کنن !!

 

دسته دوم :  گروه زدی ضربتی ضربتی نوش کنندگان !

دسته دوم که این دسته در واقع از گروه گویندگان هستن و اشتباهی تو شنوندگان بر خوردن !! کسانی هستن که خودشون یه عالمه حرف برا گفتن دارن ٫ اونوقت خوردن به پست یه گوینده‌تر از خودشون !!

این جماعت بر خلاف گروه اول که سعی می‌کردن کمتر به صورت طرف نگاه کنن برعکس همچین با علاقه دماغ به دماغ طرف بهش می‌چسبن که انگار می‌ترسن یه واو از اطلاعات ذی‌قیمت طرفو از دست بدن و یه عمر منتظر بودن یکی بیاد بشینه و این حرفا رو بهشون بزنه .

از مشخصاتشون هم اینه که دائما با سر دارن ریز ریز کلمات طرفو تأیید می‌کنن ولی چشمشون رو که دقت کنی به تخم چشم طرف دوخته نیست . انگار دارن سه متر پشت سر طرف رو نگاه می‌کنه !

این شنونده‌ها در نظر اول خیلی جذابن ! امان از لحظه ای که گوینده اول ناشی‌گری کنه و یه لحظه برای تجدید قوا یا نفس کشیدن یا قورت دادن آب دهن بین کلماتش وقفه ایجاد بشه . یهو می‌بینه که قافیه رو باخته !!  چون شنونده سابق ٫ گوینده فعلی با یه مطلب کاملا دلخواه که بعضا هیچ هیچ ارتباطی با متن گوینده اولی نداره یا حتی مرتبط هم هست اما تأیید یا ادامه فرمایشات نفر اول هم نیست عنان مرکب سخن را به دست گرفته و بر سمند کلام هی زده و برو که داری !!!

معمولا هم نقطه ترانزیشن از گوینده یک به گوینده دو ٫ یه حالت بین بین داره که به تجربه  گوینده دو خیلی مربوط می‌شه که چطور نرم و گوشنواز  دستگاه عوض بشه مثلا از گوشه بیات ترک بره توی فلان گوشه چهارگاه فرضا !! (مثالو داری ؟ )

مثلا گوینده اول داره در مورد بی مبالاتی مهسا دختر همسایه بالاییه می‌گه که بی چشم و رو ساعت دو نصفه‌شب با دوستاش مث یه دسته گاو ریختن تو راهرو تازه با هم هر و کر هم می‌کنن و اینا انگارمجتمع به اسم باباشه ! یهویی این دومیه در حالی که با سر هنوز داره جمله اخیرو تأیید می‌کنه ادامه می‌ده که :  والا به خدا ! از دست این بچه‌های امروزی چراحالا این واکسنای جدیدو نمی‌گی ؟ دیشب رفتیم با پروانه جون و شوورش واکسن بچه‌شونو بزنیم........ حالا یکی بگیره اینو !!

یکی بود می‌گفت فلانی عجب پرحرفه ! هم تو دمش حرف می‌زنه هم تو بازدمش ! دو ساعت و نیم طول کشید تا تونستم بهش بگم بابا عوضی گرفتی من یکی دیگه‌م !!

این گروه مثل بوکسورا می‌مونن می‌خورن می‌خورن می‌خورن یهو تو یه فرصت یه هوک چپ یه هوک راست یه آپرکات ٫ طرف می‌چسبه گوشه رینگ آ بخور !!!

 

نگفتم ؟ انگار رو تیوپ تو پیست اسکی نه مث بهمن دارم میام پایییییین !!! می‌خواستم چند جور شنونده‌رو براتون فهرست وار تعریف کنم در مورد هر کدوم هم دو کلمه بنویسم که فقط گوشی دستتون بیاد کیا رو دارم می‌گم !! بس پر چونگی کردم فک کنم کله همه گیچ رفت !!

انواع شنونده‌ها هنوز چند نمونه هست که اگه خیلی تشویقم کنین براتون تشریح می‌کنم !! شاید اینجوری بد هم نباشه . شما چه نمونه‌هایی سراغ دارین ؟

هرکی یه نمونه جالب بیاره به اسم خودش این پایین اضافه می‌کنم !! اینم یه بازیه ! یه بازی خونگی ! هرکی انواع شنونده‌ها رو در زندگی عادی داره تجربه می‌کنه اما ممکنه بهشون دقت نکنه و دسته‌بندیشون نکرده باشه ! کار بامزه‌ایه از امروز به اطرافتون با این دید نگاه کنین هم این دو نمونه‌ رو راحت می‌تونین پیدا کنین هم کلاسهای کاملا مشخص و مجزای دیگه رو می‌تونین کشف کنین !!!

 

این مرجان همسایه وبلاگی ما هم دیده ما بازیگریم ٫ دوباره منو به بازی جدیدی دعوت کرده . مام که سرمون درد می‌کنه برا همچین بازیایی سه سوت اقدام کردیم .

مطلب اینه : مشاعره !! اما نه به سبک کلاسیک که حرف آخر شعرو بگیر و برو جلو . بازیش اینجوریه که نفر اول یه شعر نوشته و توی شعر چند تا کلمه کلیدی در نظرگرفته نفر بعدی در زنجیره شعر باید با استفاده از یک یا چند تا از این کلمات به استقبال این شعر بیاد و به همین ترتیب این نفر کلمات کلیدیی تعیین می کنه برای مدعوین بعدی . اگه خواسته باشین قوانین و مقررات بازی رو بخونین به وبلاگ شخصی ایشون مراجعه کنین جای بامزه ایه !

منم چون دعوت شده بودم اومدم مختصر هم اومدم .

شعر مرجان اینه :

خدایا ! بنده ای درد آشنایم

به سر افتاده ای بی دست و پایم

 

ز غمها سینه ام دریاست ، دریا

گواهم گریه های هایهایم

 

به درگاه تو می نالم به زاری

مرا بگذار با این ناله هایم

 

مرا در آتش عشقت بسوزان

مکن زین شعله سرکش رهایم

 

از این آتش دلم را شعله ور کن

بسوزان ، سوز دل را بیشتر کن

 

انصافا شعر خوشگلی هم انتخاب کرده . کلمات کلیدیی که انتخاب شدند بود :

غم - گریه - عشق و سوز دل .

تنها شعری که مختصر همه کلمات رو جمع کرده این شعره که خیلی هم خوشگل و لطیفه . اتفاقا مال دوستم هاتف اصفهانیه . دستش درد نکنه !!

 

غـم عشق نـکویـان چون کند در سینه‌ای مـنزل

گدازد جسم و گرید چشم و نالد جان و سوزد دل

 

اگه دوستان خواستن طبع آزمایی کنن بیان با منزل و گدازه و چشم و ناله  زورآزمایی کنن !!

خوب خسته نباشین . ما امشب هم چیز مهمی برا گفتن نداشتیم .

                                                      سرتونو درد آوردیم .

                                                        حلالم کنین !!! شب خوش .